به گزارش شهرآرانیوز؛ بیشتر ما تصویری که اغلب از یک رابطه ایدهآل در ذهن داریم، شبیه چفتشدن بینقص دو قطعه پازل است؛ انگار زن و مرد باید در همه چیز با یکدیگر هماهنگ باشند و هر اختلافی هم خیلی زود به یک «راهحل» ختم شود. در این نگاه، اختلاف نشانه یک نقص است؛ چیزی که باید اصلاح شود تا رابطه دوباره به حالت مطلوب برگردد. اما آیا واقعاً هر اختلافی باید حل شود؟
چند بار برای تغییر رفتار یا نظر کسی که دوستش داریم آنقدر پافشاری کردهایم که در نهایت، نهتنها چیزی تغییر نکرده، بلکه خودمان و رابطهمان خستهتر و دلگیرتر شدهایم؟ شاید مشکل همیشه در وجود اختلاف نباشد؛ گاهی مشکل از این تصور شروع میشود که طرف مقابل باید شبیه ما فکر و رفتار کند.
در روانشناسی خانواده، میان تعارضهای قابلحل و تعارضهای پایدار تفاوت گذاشته میشود. پژوهشهای جان گاتمن و همکارانش نشان داده است که حدود ۶۹ درصد از تعارضات زناشویی از جنس مسائل پایدارند؛ اختلافهایی که ریشه در شخصیت، تربیت، ارزشها، نیازها و شیوه متفاوت نگاه افراد به زندگی دارند و لزوماً قرار نیست یکبار برای همیشه از بین بروند. یکی ممکن است منظم، دقیق و اهل برنامهریزی باشد و دیگری انعطافپذیر و خودجوش. یکی از معاشرت انرژی بگیرد و دیگری خلوت را ترجیح دهد. یکی آینده را با حسابوکتاب ببیند و دیگری بیشتر بر احساس و شهود تکیه کند.
هیچکدام از تفاوتهای زوجین بهخودیخود نشانه کمبود عشق نیستند. مشکل از جایی آغاز میشود که ویژگی متفاوت دیگری را «اشتباه» میبینیم. وقتی نظمطلبی همسرمان را وسواس و بیبرنامگی او را بیمسئولیتی مینامیم، دیگر با یک تفاوت ساده روبهرو نیستیم، بلکه شخصیت یکدیگر را زیر سؤال بردهایم. تلاش مداوم برای تغییر دیگری هم بهتدریج این پیام را منتقل میکند: «تو همینطور که هستی، کافی نیستی» و این پیام میتواند رابطه را فرسوده کند.
پذیرش به معنای تسلیم نیست
پذیرفتن تفاوتها به این معنا نیست که هر رفتار آسیبزایی را تحمل کنیم یا مشکلات واقعی را نادیده بگیریم. تفاوتی جدی میان «پذیرش» و «تحمل آسیب» وجود دارد. پذیرش یعنی تشخیص دهیم کدام مسائل واقعاً قابل تغییرند و کدام ویژگیها بخشی از شخصیت و جهانبینی فرد مقابلاند. پس به جای جنگیدن برای حذف آنها، بهتر است راهی برای زندگیکردن در کنارشان پیدا کنیم. در واقع سؤال درست این نیست که «چطور او را تغییر بدهم؟» بلکه این است که «چطور میتوانیم با وجود این تفاوت، بهتر کنار هم زندگی کنیم؟» زوجهای موفق الزاماً زوجهایی نیستند که اختلاف نظر ندارند. آنها یاد گرفتهاند میان «من با تو مخالفم» و «تو مشکل داری» تفاوت بگذارند. میتوانند خواسته خود را بیان کنند، بدون آنکه شخصیت طرف مقابل را تخریب کنند و گاهی بپذیرند که یک اختلاف، لزوماً نباید با پیروزی یکی و شکست دیگری تمام شود.
زندگی مشترک میدان اثبات حقانیت یکی بر دیگری نیست. قرار نیست در پایان هر بحث، یک نفر برنده باشد. رابطه بیش از آنکه پروژهای برای تغییر دیگری باشد، فرصتی برای شناختن انسانی است که ممکن است در بسیاری از زمینهها شبیه ما باشد و در برخی دیگر، هرگز شبیه ما نشود.
پذیرفتن اینکه بعضی تفاوتها قرار است بمانند، نه نشانه تسلیمشدن، بلکه نشانه بلوغ است. شاید آرامش واقعی در یک رابطه، زمانی به دست نیاید که همه اختلافها حل شدهاند، بلکه وقتی شکل بگیرد که یاد گرفتهایم کدام اختلافها را حل کنیم، کدام را مدیریت کنیم و کدام را با احترام بپذیریم. زیبایی یک رابطه درست در همین تفاوتهاست، جایی که دو انسان متفاوت، بدون آنکه یکدیگر را از نو بسازند، یاد میگیرند کنار هم بمانند.
منبع: روزنامه خراسان